جاده‌ آویشن

دفتر مشق محمد درودگری

تاریخ تقویم - یک



و این دفتر
قدم زنان، به چوبه‌ی دار نزدیک می‌شود
روزهایش سیاه می‌شود از غروب

دی / آبان / شهریور

در این میان
خواب بودم
تولد تو گذشت/ زاد روز من هم
خاطرات، جمله‌های رج دیده
حادثه‌ها، ملایم و لب پر
تمام زمستان برگه‌ها پاییز

دیگر رسیده به کوچه های تنگ در اسفند
ولی
غبار نشسته مرا از دیده
ولی
نشنیده: آفرین آفرین
به به

.

صبحی از اسفند نود

   + محمد درودگری ; ٥:٤۱ ‎ق.ظ ; ٢٦ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()