جاده‌ آویشن

دفتر مشق محمد درودگری

آژیر ِ مهر

ما بچه‌های جنگیم

که شب‌های‌مان

جنگنده‌های حریص داشت.

 که نارنجک‌های جنگ‌آوران شبیه قلک‌های ما بود.

 اول ِ مهر ما را

همسایه تشییع می‌کردند

 

ما بچه‌های جنگیم

و تا هنوز

چشم‌های ما

پر از جنگ است.

 در آرزوی یک نبرد ِ تن به تن

مشق دندان می‌کنیم

با سیب‌های ِ بیروتی.

 

اما

عظمت موشک را بعدها درک کردیم

در حفره‌های خالی

جا مانده بر تن شهر

که تا هنوز برای گفتن ِ یک سلام

سال‌ها با خودمان

می‌جنگیم.

 

چه می‌شد!

جنگنده‌های عجول هیچ وقت نمی‌رفتند

و یا دست کم

بیست سال متمادی صبوری می‌کردند

تا ما بزرگ شویم

تمام شهر را مهمان اضطراب سیاه نگاه می‌داشتند

تا همچنان در کنار هم

از یک کتاب

تن ِ دو دفتر را کبود کنیم.

 

آدم‌ها

پناهگاه می‌خواهند

به ویژه ما بچه‌ها

که هنوز در جنگ مانده‌ایم

چشمانمان پر از جنگ

دستان‌مان اما ...

گوش‌های‌مان تیر می‌کشد

لب‌های مان بهمن

   + محمد درودگری ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱ مهر ۱۳٩۱
comment نظرات ()