جاده‌ آویشن

دفتر مشق محمد درودگری

آینه‌های مدام

جا مانده‌ام

بین خرد و ریزهای ِ کیف دستی‌ات

وقت‌هایی که می‌دوی

هر لحظه ممکن است یکی از ما بشکند

یا من

یا آن آینه‌ی جیبی

 

کاش خوردنی بودم

هوسم می‌کردی

تمام می‌شدم.

   + محمد درودگری ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()