جیوه‌ی منسوخ

می‌خواهم بخندم

اما لب‌هایم را پیدا نمی‌کنم

همه چراغ‌ها را روشن کرده‌ام

اما شب

امتدادش را تکرار می‌کند

تکرار می‌کند:

«غبار حادثه نیست

پژواک لب‌های توست

در آینه»

/ 0 نظر / 26 بازدید