1070

یادت

حبه‌ی قند را

به ناگهان درون چای می‌اندازد

 

دستانم فرو رفته‌اند

در فکر

و هنرشان را

در گرفتن دسته لیوان خرج می‌کنند

 

بعید می‌دانم وقتی به پرسش بیایی،

این لیوان

از آنچه دیده و شنیده

حرفی برای گفتن داشته باشد

که عادتش داده‌ام به بودن و شنیدن.

/ 0 نظر / 23 بازدید